السيد موسى الشبيري الزنجاني

6059

كتاب النكاح ( فارسى )

متزلزل است و اگر زن تمكين نكند استحقاق مهريه ساقط مىگردد . 7 - صاحب مدارك در نهاية المرام بعد از اين كه مىگويد « استحقته » يعنى زن مستحق عوض است روايت عمر بن حنظله را با تعبير « يجوز » به عنوان شاهد مطلب ذكر مىكند . پيداست كه به نظر ايشان از نظر وجوب دفع ، وقتى مرد اطمينان ندارد كه زن خود را تسليم مىكند مىتواند از پرداخت مهريه امتناع كند . 8 - محقق سبزوارى در كفايه مىفرمايد : يلزم دفعه به مجرد العقد عند جماعة منهم و دليله غير واضح ، بنابراين ايشان هم نمىخواهد قبول كند . 9 - ادعا شده كه سيد مرتضى در انتصار قائل شده كه به مجرد عقد دفع مهر واجب است ، ولى اين ادعا صحيح نيست و عكس آن در انتصار آمده است . ايشان در تفسير « اسْتَمْتَعْتُمْ » * در آيه شريفه مىفرمايند : « قد كنا قلنا فى بعض ما أمليناه قديماً ان تعليقه تعالى وجوب اعطاء المهر بالاستمتاع دلالة على أنه [ اى استمتعتم ] هذا العقد المخصوص دون الجماع لان المهر انما يجب بالعقد دون الجماع . سيد مىگويد قبلا به اين مطلب قائل بوده لكن اين را صحيح نمىداند و مىفرمايد : « و يمكن اعتراض ذلك بان يقال ان المهر انما يجب دفعه بالدخول و هو الاستمتاع » « 1 » بنابراين ايشان هم در انتصار حكم كرده كه با جماع وجوب دفع مىآيد نه با عقد . 10 - شهيد اول يا محقق كركى در « خلاصة الايجاز » كه خلاصه الموجز فى المتعه شيخ مفيد است مىفرمايند : « و يملك المهر بالعقد و يستقر بالايفاء » ممكن است منشأ تخيل كسانى كه وجوب دفع فورى مهر را به شيخ مفيد نسبت داده‌اند . اين عبارت باشد لكن اين مطلب از جهاتى محل مناقشه است : الف - اين كه حكم وضعى ملكيت به محض عقد مىآيد و زن به واسطه عقد مالك مهر مىشود مورد اتفاق همه است ؛ ولى بحث در حكم تكليفى وجوب دفع است و اين عبارت درباره وجوب دفع مطلبى ندارد .

--> ( 1 ) - انتصار ، چاپ دار الاضواء ، ص 110 ، مسأله نهم مسائل نكاح .